عشق

عشق

Hi


 

 1yg2.gif

 

روزی که فریاد زدی و گفتی دوستت دارم...گفتم بلندتر نمیشنوم

امروز که در گوشم گفتی دوستت ندارم...گفتم ارام تر بقیه میشنوند

 

 
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 13:58  توسط راضیه  | 

حسود

وَقتی بیش اَز حَد دوسِش دآری ...
.
.
.
.
.
.
.
.
حَسود میشی
حَسآس میشی
چِشــــــمِ دیدَنِ نگآهآیِ بَقیه رو بِهِش نَدآری ...
چِشم نَدآری بِبینی غِیر اَز تُو بآ بَقیه هَم حَرف میزَنه ...
هَمَش اَلکی اَزَش دِلگیر و نآرآحَت میشی ...
مُدآم نِگَرآن و دِلوآپَسی ...
اینآ هَمَش از دوس دآشتَنِ زیآده ...
خآهِشَن تآ دیر نَشُده بِفَهمین
وَقتی رَفت دیگِه بَرنِمی گَرده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 20:15  توسط راضیه  | 

حسود

در مــــــورد مردها حـســـــی هست که اسمشو میذارن "غیرتـــــــ"

و به همـــــون حــــس در خانمها میگــــــن "حســـــــادتــ"

اما...

مـــــن به هــردوشون میگمــــ عشــــــــق!!

تا عاشـــــــق نبـــــاشی نه غیرتی میشـــــوی نه حســـــــود!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 20:14  توسط راضیه  | 

دوست دارم....

هنوز دوستش داری ولی دیگه مال تو نیست
با این حال نمی تونی از داخل پروفایلت ریموش کنی!!! . . .
هر روز پروفایلش رو چک می کنی و عکساش رو می بینی
و زیر لب میگی: خیلی بی معرفتی اما ....
هنوز دوست دارم . . . !
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 18:25  توسط راضیه  | 

برو

با خیال راحــﭟ بـرو عشق مَـن
نگران لـرزش صدام نباش..
این بُغض لعنتـﮯ زیادے جا خوش کـردﮧ
شکستنـﮯ نیسـﭟ..
باهاش کنار میام...
تو بـُـرو...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 20:17  توسط راضیه  | 

دختر

من دُختر
متولد نسلی هستم که به سختی درک میشود
احساسات این نسل له میشود
غرورشان جریحه دار و لبخندشان محو
اشکهای شبانه
عشق های پوشالی
دوستای خیالی
و درددل های مجازی
ستون های زندگی این نسل شده است
ما درگیر یک مشت افکار متضاد سنتی و مدرن شده ایم
که نه افکار مدرنش لایق نام روشن فکریست
نه افکار سنتی اش لایق نام غیرت مردی
متانت دخترانمان را با یک تیکه پارچه مشکی به نام ×چادر× میسنجند
و غیرت پسرانمان را به تعصب داشتن رو خواهر و مادرشان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 17:51  توسط راضیه  | 

کنار تو

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ . . .
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ،
ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺯﺷﺖ . . .
ﭼﺎﻗﯽ ﯾﺎ ﻻﻏﺮ . . .
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﺪ
ﺑﺎ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﺷﺪ . . .
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻨﺖ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ . . .
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ
ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺶ ، ﻣﺎﻟﺶ ، شخصییتش . . .
حتی ﺁﺑﺮﻭ ﻭ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺵ . . .
ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗــــــﻮ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﯽ . .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 16:3  توسط راضیه  | 

اغوش

آغوش تو که باشد...
خواب دیگر بهانه ای برای خستگی نیست...!
و تپش های قلبت میشود لالایی کودکانه ام...
کنارم بمان...
میخواهم..
صبح چشمانم
در نگاه تو...بیدار شود..!!
+ نوشته شده در  جمعه بیستم تیر 1393ساعت 0:49  توسط راضیه  | 

اعتراف

خدایـــا كمی جلوتر بیا...
می خواهم در گوشت چیزی بگویم...
این یك اعتراف است:
مـــن،بی او دوام نمی آورم
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 8:44  توسط راضیه  | 

خردادی

حواست باشه من یه خردادی ام ...
احساستو از پشت صفحه های مجازی که هیچ ...
از پشت تلفن که هیچ ...
با اس ام اس که هیچ ...
حتی وقتی هیچ حرفی هم نزنی میفهمم ...
پس حواستو جمع کن وقتی حتی داری به من فکر میکنی ...
من یه خردادی ام ...
گفتم در جریان باشی ...

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 8:38  توسط راضیه  | 

زن

وقتی یه دختر باهات بحث میکنه غر میزنه قهر میکنه دلش میگیره از دستت گریه میکنه

میگه ... میگه ... میگه و اشکش سرازیر میشه و مجبورت میکنه حرفشو گوش بدی خوشحال باش !

براش مهمی که اینجوریه ...

اگه همش صدات میکنه اگه دوسش داری ذوق کن چون خیلی دوستت داره ...

سکوت یه زن خیلی معنی داره یعنی :

خسته شده دیگه کم آورده دیگه تموم شده یعنی نا امیـــــــــــــــــــــد شده ...

اگه مردی اگه عاشقشی قدر مهربونیاش رو بدون بزار از ابراز عشقش به تو انرژی بگیره بزار واست بخنده و تو بهش بگو که عاشقِ خنده هاشی بهش بگو چقدر دوسش داری زن به همین راحتی آروم میگیره تو فقط یه کم مـــــــــــــــــــــــــرد باش ... همین !

+ نوشته شده در  شنبه هفتم تیر 1393ساعت 19:28  توسط راضیه  | 

به سلامتی

به سلامتی پسری که تایه دخترنازمیبینه سرشومیندازه پایین و میگه اخرشم که باشی انگشت کوچیکه عشقمم نمیشی *

به سلامتی اونی که دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست*

*به سلامتی فراموش نشده هایی که فراموشمون کردن*

*به سلامتی اون رفاقت های بی کلک*

*به سلامتی دوستایی که ازپشت خنجرمیزنن*

*به سلامتی شبهایی که توتنهاییت گریه کردی وندونستی چرا؟*

*به سلامتی خوشی هایی که زودرفتند*

*به سلامتی غم که بیشتر ازهمه باما موند*

*به سلامتی ارزوهایی که هیچگاه لمس نکردیم*

*به سلامتی اون که توخیالمونه ولی بی خیالمونه*

+ نوشته شده در  شنبه هفتم تیر 1393ساعت 19:7  توسط راضیه  | 

تو

ســالــها بــعــد من در کنار یک مرد زندگی میکنم ، مردی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه، مردی که شاید من زنِ رویاهاش باشم اما ، اون هیچ وقت مرد رویاهای من نمیشه چون ، رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی ...

جسمم کنار اون میخوابه اما ، افکارم در کنار تو . ســـالهـــا بعــد بی هوا وقتی یادت میوفتم ، ...

فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟ ....

شاید اسم تورو گداشتم روی پسرم ، سالها بعد ، من زنیم که از عذاب وجدان داره میمیره ، زنی که به تو فکر میکنه اما ، کنار یک مرد دیگست ، زنی که به دوست داشتن های مرد دیگه پاسخ میده اما ، نه از ته دل ...

ســالـــهــا بـــعــد وقتی همه خوابن ، میرم تو آشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم ، تو اون نور کم سوی چراغ خواب به تو فکر میکنم ...

از سیگارم کام های عمیق میگیرم ، و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی ؟ در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم ، سیگارم رو به اتمامه ، و من ، با عذاب و با دلی پر از غم ، باید برم کنار مردی بخوابم که همیشه ارزو میکنم تو جای اون بودی ...

سالها بعد این موقع ، تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما ، من کنار كسیم که ، فقط باهاش هم خونم ...

ســالــهــا بعــد زنیم با موهای سفید و چهره ای خسته ...

زنی که خیلی ها میشناسنش اما ، اون با هیچکس جز یاد تو آشنا نیست...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم تیر 1393ساعت 19:5  توسط راضیه  | 

نمیدانی

دلم خوش نیست، غمگینم . . .

ڪسے شاید نمیفہمد، ڪسے شاید نمیداند . . .

ڪسے شاید نمیگیرد مرا از دست تنہایے . . .

تو میخوانے فقط شعرے و زیر لب آهستہ میگویے: عجب احساس زیبایے!

تو هم شاید نمیدانے . . .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم خرداد 1393ساعت 14:42  توسط راضیه  | 

واقعا سخته

و شاید سال ها بعد . . .

بی تفاوت از کنار هم بگذریم و . . .

در دل بگوییم : . . .

آن غریبه ! چقدر شبیه خاطراتم بود ! . . .

.
.
.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 17:39  توسط راضیه  | 

تولدم مبارک

زیبا ترین تولد ها ، آن هائیست که در رویا برای کسی میگیریم که عاشقانه دوستش داریم ...

 اما حیف که کسی نیست برایم حتی در رویاها هم جشن بگیرد

بی کسی بد دردی است...

کسی نداشته باشی که حتی یک تبریک تولد خشک و خالی برایت بگوید...

 آه...چه بگویم که این دل پر دردم پر از گلایه هاست...

 یک سال گذشت و من یکسال بزرگتر شدم...

 روزها و ماها گذشتند تا به یکسال برسند و من برای هر روزم غصه ای برای خود تجربه کنم...

برای هر روزم سیلی از اشک هایم روانه دریای عاشقان شکست خورده نمایم

                                     تولدم مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 14:45  توسط راضیه  | 

حال

چه حال مزخرفی دارم من . . . !
نه می تونم تو رو دوست داشته باشم ، نه غیرِ تو رو . .
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 10:46  توسط راضیه  | 

نگاه

كسی كه نگاهت را نمیفهمد توضیح های طولانی ات را هم نخواهد فهمید ...
دلتنگــــــــم بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست بــــی آن کـــه بــــــــاشد
هـــر لــحظه زنــــــدگی اش کـــــرده ام .....!
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 10:42  توسط راضیه  | 

مرده بودم

مُـــرده بــــودم  !!!


 مُرده بودم " !!! همه چیز تمام شده بود... " اما "   یک " نفر " " مثل " تو صحبت می کرد.. مثل تو " نگاه " می کرد..بوی " تو " را می داد.. و من باز هم " عاشقت " شدم.....

تو یادت نیست... ولی من خوب به خاطر دارم كه برای داشتنت...
دلی به دریا زدم كه از آب واهمه داشت...
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 10:34  توسط راضیه  | 

تنهایی

تنهــــایــی یعـــنی:
ساعـــت هــا ســـَرت را روی میـــز بگـــذاری،
و بیـــن ایـــن همـــه آدمـــ کهــ کنـــارت هســـتند،
کســــی حـــتی نگـــوید: "چه مرگت است؟"
تلخ است كه همه فكركنند سرت شلوغ است....

ولی خودت میدانی كه تنهاترینی....
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 10:32  توسط راضیه  | 

من

.

. بآورتـــ بِشَود یآ نـﮧ روزﮮ مـﮯ رسُد کـﮧ دِلَتــ برآﮮ هیچ کَس؛ بـﮧ اَندآزه ﮮ مَـטּ تَنگــ نَـפֿوآهَد شُد برآی نِگآه کَردَنمـــ כֿـَندیدنمـــ اَذیتـــ کردَنمــــ برآی تَمآم لَحظآتـﮯ کـﮧ دَر کـ ـنارَم دآشتی روزﮮ خوآهد رسید کـﮧ در حَسرَت تِکرآر دوبآره مَـטּ خوآهـﮯ بود می دآنم روزﮮ کـﮧ نبآشَم "هیچکَس تکرآر مـטּ نخوآهد شُد .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 10:31  توسط راضیه  | 

روانشناسی

علم روانشناسی می گوید : وقتی یک نفر خیلی میخندد حتی برای چیزهای احمقانه و پیش پا افتاده بدانید او از درون عمیقأ غمگین است اگر یک نفر خیلی می خوابد بدانید که تنهاست اگر یک نفر کم حرف می زند سریع حرفش را می گوید ودوباره سکوت می کند بدانید رازی درسینه دارد وقتی یک نفر نمی تواند گریه کند بدانید ضعیف است وقتی یک نفربا یک روال غیرعادی وحجم زیاد غذا می خورد بدانید که تحت تنش است وقتی یک نفر برای چیزهای کوچک گریه می کند یعنی رقیق القلب و معصوم است وقتی یک نفر سریع بخاطر چیزهای کوچک عصبانی می شود یعنی درگیر عشق است...
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 14:46  توسط راضیه  | 

عشق یعنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:18  توسط راضیه  | 

درد

وارد زندگیت می**شوند. . .
برایِ شب*هات قصه. . .
برای قصه*ها شهرزاد می**شوند. . .
جزئی از لحظه ها...دلیلِ خنده ها...شریکِ بغض*های تو می**شوند. . .
بعد یک روز صبح . . .
به طرزِ وحشتناکی
کشف میکنی* . . .
که دیگر هیچ جا نیستند. . .
جز در شعر*های تو. . .
شعر هایی* که به طرز غمگینی هیچکس نمی**خواند . . .
جز خودت . . .!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت 18:20  توسط راضیه  | 

مجازی

مدتهاســــــت که مجازی میخندیـــــــم .

مجازی شـــــــــــادیم ... مجازی عاشــــــــــق می شویم .

مجازی همدیگـــــــر را دلداری میدهیـــم .

امـــــــا که واقــــــعـی تنهاییـــــــم

و چه سخت اســـــت وقــــــتـی که واقـــــعـی شکست میخوریم.

 

 

سـَلـآمـَتے اون رفیـقایے

کـﮧ مـَجـآزیـن اَمـآ یـﮧ جـورے وآسـَتــ سـَنگـ صـَبـورن

کـﮧ هـَمـﮧ ے رفیقـآے وآقعـیتـ بـﮧ گـرد پـاشـون نمیـرسَـن

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت 18:18  توسط راضیه  | 

► ●● هــے غـَریبــﮧ
●● شـَب عـَروسے کــُت و شـلوار سیــآهش رآ بـﮧ او بپـُوشــآטּ
●● رنـگ ِ سیــآه بـﮧ مـَـرد ِ مـَـטּ خـیلے مے آیـَد
●● بـند کـروآتـش رآ خـُـودت سـفت کـُـטּ
●● ایــטּ کــآر رآ دوسـت دآرد
●● وقـتے دستــآنت رآ مے گیــرد
●● خـُـودت رآ در آغـُـوش ِ او بے انـدآز
●● بــآ ایــטּ کــآر احســآس ِ آرآمـِش مے کــُند
●● زَحمـَت ِ تــآج عـَروس رآ نــَکش
●● سـَلیقـﮧ اش رآ خـُـوب مے دآنـَم ، بـَرآیت گـِرفتـﮧ اسـت
●● خـُلآصـﮧ کـُنم غـَریبـﮧ
●● جــآטּ ِ تـُـو و جــآטּ ِ مـَـرد ِ مـَـטּ
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 14:8  توسط راضیه  | 

راه

باشـــــــــــــــــد...

تــــ♥ــــو مـرا نادیده بگیر...

موندنی راهش رو پیدا می کنه...

رفــــــــتنی بــــــــــــــــــــــــهونش رو...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 13:18  توسط راضیه  | 

هوس

ωـلامتے בخترے ڪـہ یـہ روزعاشق شـב. . .
ωـلامتے پسرے ڪـہ انــــבازـہ یـہ نگاه هم بـہ عشقش פֿـیانت نڪرב. . .
ωـلامتے בخترے ڪـہ هیچے ڪم نذاشت. . .
ωـلامتے عشق پاڪشون. . .
ωـلامتے اوטּ همـہ פֿـاطرـہ ها و شیطنت هاو בیووونـہ بازے هاے زیر باروטּ قرار گذاشتטּ ها פֿـیس شــבטּ ها از ωـرما بـہ פֿـوב لرزیבטּ ها. . .
ωـلامتے בوستے ڪـہ زیراب پسرو بـہ בروغ زב. . .
ωـلامتے בخترے ڪـہ פرف בوست مثل פֿـواهرش رو باور ڪرב. . .
ωـلامتے בخترے ڪـہ بے פֿـبر פֿـطش פֿـاموش شـــב. . .
ωـلامتے اوטּ قسم ها اوטּ בوست בارمهایے ڪـہ هیچوقت تحویل בاבـہ نشــב. . . ωـلامتے پسرے ڪـہ هر چے قسم פֿـورב פֿـواهش ڪرב اثرے نــבاشت. . .
ωـلامتے בخترے ڪـہ با چشم פֿـیس بـہ پسر گفت ازت بــבم میاב. . .
ωـلامتے پسرے ڪـہ رفت פֿـבمت تا زوב برگرבـہ و בلشو بــבست بیارـہ برـہ פֿـواستگاری. . .
ωـلامتے اوטּ شب. . .
ωـلامتے اوטּ בوستایے ڪـہ بخاطر פال پسر بغض בاشتـטּ اما پسر פֿـنבیב تا جشטּ פֿـراب نشه. . .
ωـلامتے اوטּ פֿـنــבـہ ے زوری. . .
ωـلامتے عروسے ڪـہ ماـہ شـבـہ بوב. . .
ωـلامتے عاقـבے ڪـہ اومـב. . .
ωـلامتی شناسنامـہ ها. . .
ωـلامتے بغض پسر. . .
ωـلامتے بار اول. . .
ωـلامتے بغض پسر. . .
ωـلامتے بار בوم. . .
ωـلامتے بغض پسر. . .
ωـلامتے بارآخر. . .
ωـلامتے ۲۱ ماـہ پست בاבטּ ها و لحظـہ شمارے ها בور بوבטּ ها. . .
ωـلامتے روزے ڪـہ پسر בعوت شـב بـہ جشטּ عقـב عشقش. . .
ωـلامتے پلاڪ زنجیرے ڪـہ پسر واسـہ زیر لفظے روز عقבش گرفت تو جیبش مونב. . . ωـلامتے زیر لفظے ڪـہ یڪے בیگـہ בاב. . .
ωـلامتے پسرے ڪـہ هنوز امیـב בاشت ڪـہ بـہ عشقش میرسه. . .
ωـلامتے اجازـہ بزرگترها. . .
ωـلامتے بله. . .
ωـلامتے بغض پسر. . .
سلامتے چشم פֿـیس בوستان. . .
ωـلامتے اوטּ פلقـہ ڪـہ جایگزین פلقـہ پسر شـב. . .
ωـلامتے ماشیـטּ عروس. . .
ωـلامتے ωـستے زانو. . .
سلامتے ωـیاهے چشم. . .
ωـلامتے اوטּ شب. . .
ωـلامتے پاڪت ωـیگار و نخهایے ڪـہ با نخ قبلے روشטּ شב. . .
ωـلامتے ؋رבاش. . .
ωـلامتے مهمونے ڪـہ בختر گرفت. . .
ωـلامتے בوستایے ڪـہ جمع شـבن. . .
ωـلامتے شب و روزایے ڪـہ ωـخت گذشت. . .
ωـلامتے בوستے ڪـہ بـہ בختر گفت اوטּ פرفو بـہ בروغ گفت از رو פـساבت. . .
ωـلامتے בخترے ڪـہ با تمام وجوב گریـہ ڪرב. . .
ωـلامتے تیغے ڪـہ تیز بوב. . .
سلامتے رگ בست. . .
ωـلامتے בخترے ڪـہ פֿـوבڪشے ڪرב. . .
ωـلامتے لحظـہ اے ڪـہ بـہ پسر פֿـبر בاבטּ . . .
ωـلامتے ملاقات تو بیمارستان. . .
ωـلامتے اوטּ ۵ و ۶ בقیقـہ ے تنها با בختر. . .
ωـلامتے اوטּ چشماے نیمـہ باز פֿـیس. . .
ωـلامتے شرم בختر. . .
سلامتے صبر پسر. . .
ωـلامتے قسمهایے ڪـہ پسر بـہ בختر בاב تا ؋راموش ڪنـہ ڪـہ زنבگیش פֿـراب نشه. . .
ωـلامتے قسم جوטּ پسر. . .
ωـلامتے قبول ڪرבטּ בختر. . .
ωـلامتے لحظـہ פֿـבاحافظی. . .
ωـلامتے چشماے פֿـیس. . .
سلامتے یـہ عمر تنهایی. . .
ωـلامتے פرفایے ڪـہ نمیشـב گفت ولے یـہ متـטּ شـב. . .
ωـلامتے פֿـنـבـہ هایے ڪوבڪے ڪـہ توے راـہ بوב. . .
ωـلامتے בخترے ڪـہ ماבر شـב. . .
ωـلامتے پسرے ڪـہ פسرت پـבر بوבטּ تا ابـב بـہ בلش مونـــــــــــــــــב. . .
ωـلامتے هق هق هایے ڪـہ پست شـב تا בلے آروم شه. . .
ωـلامتے امشب. . .
ωـلامتے همـہ ے عاشقایے ڪـہ هر گز بـہ عشقشوטּ نرسیـבטּ واز בور نگراטּ یڪے یـہ בونـہ شوטּ بوבטּ و با بغض با ωـڪوتشوטּ گفتـטּ آهای غریبه ..
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 13:1  توسط راضیه  | 

مسئولیت

 

وقتی کسی را عاشق خودت میکنی . . .

در برابـــرش مسئولـــی . . .

در برابـــر اشکهایش . . .

شکستن غرورش . . . .

لــحظه های شکستن در تنهایی . . . .

و اگر یـــادت بـــرود ! !

در جایـــی دیگر سرنوشــــت به یادت خواهـــد آورد . . . !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 21:30  توسط راضیه  | 

دنیای من

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 20:14  توسط راضیه  | 

مطالب قدیمی‌تر